حساسیت جذب نیرو در استارتاپها به مراتب بیش از باقی شرکتهاست. چرا که هنوز در حال شکلگیری هستند و مانند شرکتهای بزرگ فرایندهای مشخص و ساختاریافتهای ندارند. نقشها ثابت و محدود نیستند و هر شخص ممکن است چند کار مختلف انجام دهد. سرعت تغییر هم خیلی بالاست و چیزی که امروز درست است، ممکن است فردا کنار گذاشته شود. از طرفی چون ساختارها هنوز کامل نشدهاند، پس آدمها باید در فضای نسبتا مبهم کار کنند و تصمیم بگیرند.
متاسفانه استارتاپها اغلب بدون توجه به این موارد دست به استخدام میزنند و با تصمیمهای عجولانه و معیارهای اشتباه کل تیم را درگیر چالش میکنند.
در این مطلب مجله صبا از چند اشتباه رایج استارتاپها در استخدام نیروهای جدید خود صحبت میکنیم تا درنهایت بتوانید تیم مناسبی کنار خود بسازید.
۹ اشتباه رایج استارتاپها در استخدام نیرو
در فضای استارتاپی، برخی کارفرمایان فکر میکنند مهمترین کار این است که سریع نیرو بگیرند و تیم را کامل کنند. اما دقیقا از همینجا اولین اشتباهها رخ میدهند؛ اشتباههایی که شاید در نگاه اول ساده به نظر برسند، اما در عمل میتوانند کل مسیر تیم را تحت تأثیر قرار دهند، روند کار را کند یا حتی متوقف کنند.
این موضوع آنقدر اهمیت دارد که اگر نگاهی به سوابق بسیاری از استارتاپ های شکست خورده بیندازید، میبینید که چالشهای مربوط به جذب، نگهداشت و انتخاب نیروی انسانی از مشکلات اصلیشان بوده است. استخدام اشتباه میتواند به اندازه کمبود سرمایه یا ضعف مدل کسبوکار برای یک استارتاپ خطرناک باشد.
اجازه بدهید چند مورد مهم از اشتباه فرایند استخدام را با هم بررسی کنیم:
1) استخدام فقط بر اساس رزومه
یکی از رایجترین خطاها این است که فکر کنید رزومه قوی یعنی انتخاب درست. در حالی که در استارتاپها همیشه اینطور نیست. ممکن است افراد تجربه و رزومه خوبی داشته باشند، اما در محیطی که ساختار ثابتی ندارد و همه چیز مدام در حال تغییر است، به مشکل بخورند.
در چنین فضایی فقط سابقه کاری کافی نیست، نحوه فکرکردن، تصمیمگیری و واکنش نشاندادن در موقعیتهای واقعی را هم باید ملاک قرار دهید.
2) نادیدهگرفتن تناسب فرهنگی
گاهی فرد از نظر تخصص کاملا مناسب است، اما از نظر روحیه و سبک کار با تیم هماهنگ نیست. این موضوع در استارتاپها خیلی سریع خود را نشان میدهد.
برای مثال کسی که به محیطهای ساختارمند عادت دارد، ممکن است در این فضا که تصمیمها سریع تغییر میکنند یا نقشها ثابت نیستند، دچار سردرگمی شود. این ناهماهنگی در روند کاری تیم، اصطکاک ایجاد میکند.
3) استخدام عجولانه برای پرکردن جای خالی
در استارتاپها همیشه فشار و محدودیت زمانی وجود دارد؛ چون حجم کار زیاد و از آن طرف تیم کوچک است. همین باعث میشود گاهی عجله به خرج دهید و فقط بخواهید سریع یک نفر را اضافه کنید.
در حالی که استخدام عجولانه معمولا بیشتر از صبرکردن، هزینه دارد. چون اگر فرد مناسب نباشد، بعد از مدت کوتاهی دوباره به نقطه اول برمیگردید، با این تفاوت که انرژی و زمانتان هم در این مدت از دست رفته است.
4) نداشتن تصویری دقیق از مهارتهای مورد نیاز
یکی دیگر از اشتباهات بزرگ استخدام در استارتاپ این است که دقیق نمیدانید چه کسی را برای چه کاری میخواهید. گاهی فقط میدانید که به نیرو نیاز دارید، اما خیلی شفاف نیست که این فرد دقیق چه مسئولیتها و چه مهارتهایی باید داشته باشد. پس انتخابهایتان بیشتر احساسی میشود تا براساس نیازهای واقعی.
در استارتاپها این موضوع حساستر هم میشود، چون نقشها ثابت و از پیشتعریفشده نیستند. میتوانید لیستی از تواناییهایی که به دنبال آن هستید و وظایفی را که انتظار دارید انجام شود، تهیه کنید تا تصویری واضحتر در ذهن داشته باشید و کاندید بهتری را انتخاب کنید.
5) توجه بیش از حد به تخصص و بیتوجهی به انعطافپذیری
در تیمهای استارتاپی، آدمی موفقتر است که بتواند خودش را با شرایط متغیر هماهنگ کند. کسی که فقط در یک چارچوب ثابت خوب کار میکند، ممکن است در فضای پویا و غیرقابل پیشبینی استارتاپ خیلی زود دچار چالش شود.
در مقابل، افرادی که انعطافپذیرند و میتوانند سریع خودشان را با شرایط جدید تطبیق بدهند، معمولا ارزش بیشتری برای تیم ایجاد میکنند.
6) بیتوجهی به تست عملی قبل از استخدام
مصاحبه بهتنهایی همیشه تصویر دقیقی از توانایی فرد نمیدهد. خیلی وقتها افراد در صحبتکردن خوب هستند، اما در عمل نتیجه متفاوت است. برای همین بهتر است یک کار عملی یا پروژه کوچک قبل از استخدام با هم پیش ببرید تا تصمیم دقیقتری بگیرید و ریسک انتخاب اشتباه کاهش پیدا کند.
7) نادیدهگرفتن انگیزه واقعی فرد
در استارتاپها فقط حقوق و مزایا تعیینکننده نیست. خیلی مهم است که فرد بداند چرا میخواهد وارد این فضا شود.
اگر کسی فقط به دنبال یک شغل معمولی و قابل پیشبینی باشد، احتمالا خیلی زود از فضای پرچالش و سریع استارتاپی خسته میشود. اما اگر انگیزه رشد، یادگیری و ساختن داشته باشد، میتواند به یکی از نیروهای کلیدی تیم تبدیل شود.
8) پرسیدن سوالهای اشتباه در مصاحبه
مصاحبه فقط یک گفتوگوی ساده نیست؛ مهمترین ابزار شما برای شناخت واقعی کارجو است. اما اغلب از این فرصت درست استفاده نمیشود و سوالهایی پرسیده میشود که یا کلیشهای هستند یا تصویر دقیقی از فرد نمیدهند.
در استارتاپها که تصمیمگیری سریع و همکاری نزدیک اهمیت زیادی دارد، سوالهای مصاحبه باید طوری طراحی شود که کمک کنند بفهمید فرد چطور فکر میکند، در موقعیتهای واقعی چه واکنشی نشان میدهد و چقدر توان حل مسئله دارد.
9) ارائه تصویر غیرواقعی از کار در استارتاپ
گاهی در فرآیند جذب، ناخواسته یا حتی آگاهانه، تصویری بیش از حد جذاب و ساده از کار و استخدام در استارتاپ ارائه میشود. در حالی که در واقعیت این فضا معمولا پر از چالش، سرعت بالا و مسئولیتهای متعدد است.
کار در استارتاپ فقط رشد و یادگیری نیست؛ فشار کاری و تصمیمهای سریع هم بخش مهمی از آن است. اگر این تصویر بهدرستی منتقل نشود، ممکن است فردی وارد تیم شود که با واقعیت کار همخوانی ندارد و خیلی زود دچار فرسودگی یا نارضایتی شود.
حرف آخر؛ اشتباهات استخدامی استارتاپها را تکرار نکنید
با اشتباه رایج استارتاپها در استخدام نیرو آشنا شدید. تیم استارتاپ که اگر درست شکل بگیرد میتواند سرعت رشد آن را چندبرابر کند، و اگر اشتباه شکل بگیرد، میتواند در کل مسیرش را متوقف سازد. به همین دلیل، توجه به این اشتباهات میتواند کمک کند تصمیمهای دقیقتر و کمریسکتری در جذب نیرو داشته باشید.
در فرایند تیمسازی، صبا استارتاپ استودیو هم میتواند کنارتان باشد. درصورت نیاز میتوانید برای مشاوره و تیمسازی با ما تماس بگیرید.